من فارا هستم و یه دختر کوچولوی زیبا دارم. بعد از ۴ ماه مهاجرت متوجه شدم که باردار هستم و هنوز در حال و هوای جابجایی و شناخت محیط جدید بود که یک دفعه پرت شدم در دنیای مادرانگی. دنیای نا آشنا ولی در عین حال ملموس و زیبا. همیشه این سبک از زندگی برام جذاب بود تا وقتی که خودم تجربش کردم. خیلی سخت بود. فکر کردم شاید فقط من اونقدر دچار و درگیر ذهن و جسم آشفته شدم تا با مامان دیگه صحبت کردم. من یک مادر خسته بودم که به معنای واقعی گروه درمانی کردم. با چی؟ با تجربه های مادر های دیگه. اگر شما هم به این جنس تراپی نیاز دارید به قبلیه مادران مهاجر بپیوندید.
البته برای اینکه بتونم مطالب کاربردی هم در چنلم مطرح کنم توصیه میکنم اگر در کانادا مخصوصا در استان کبک زندگی می‌کنید با من همراه باشید.
مسائلی مثل خدمات درمانی و بیمه ها و هر موضوع مرتبط به بچه ها و خانواده هایی که اینجا زندگی میکنن هم در پلی لیست های جدا بررسی میشه.
من این چنل رو بر اساس عشق و حل مشکلات مهاجرین و همراهی با مادران و خانواده ها ساختم پس همراهی و حمایت شما به من انرژی و انگیزه میده.